اسماعيل بن محمد مستملى بخارى
62
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )
را ، هركه قبول كرد مؤمن آمد ، و هركه باززد كافر آمد ؛ پس فايده حاصل آمد . و قوله : « و لا امة بعد امته » . و امت نيست پس امت او . از بهر آنكه ياد كرديم تا قيامت پيغمبرى ديگر نيست ، و اين شريعت را نسخ نيست ، و در حكمت اين سخن گفتهاند . و گروهى چنين گفتند كه از پس اين امت امتى ديگر نيست از بهر آنكه تا همه امتان در گور منتظر ايشان باشند ، و اين امت منتظر كس نباشد . و هميشه كهتران را دربند مهتران كنند ، و مهتران را دربند كهتران نكنند . و نيز گفتهاند حكمت در اين آنست تا عيب همه امتان اين امت بدانند ، و عيب ايشان كس بنداند . و شكايت بيگانگان با دوستان كنند ، و شكايت دوستان با بيگانگان نكنند . و نيز گفتهاند حكمت در اين آنست كه كار به آخر آسانتر باشد . خواست تا با ايشان آسان كارى كند . چنان كه پيغامبر صلى الله عليه و سلم گفت : نحن اقل عملا و اكثر اجرا . و هذا وجه ضعيف . و نيز در خبرى آمده است كه پيغامبر صلى الله عليه و سلم گفت : انما مثلنا و مثل اهل الكتابين كمثل رجل بنى دارا فاستأجر اجيرا الى نصف النهار بقيراط ثم استأجر اجيرا الى وقت العصر بقيراط ثم استأجر اجيرا الى غروب الشمس بقيراطين فقال الاولان ما بالنا اكثر عملا و اقل اجرا فقال صاحب الدار هل نقصتكم من اجوركم شيئا قالوا لا قال فذلك فضلى اوتيه من اشاء . و نيز گفتهاند حكمت در اين آنست كه چون [ به دنيا ] آخر باشند ، به قيامت سابق باشند . از بهر آنكه چون سپاه برگردد ، مقدمه ساقه گردد و ساقه مقدمه گردد . اين است معنى قول پيغمبر صلى الله عليه و سلم : نحن الآخرون السابقون يوم القيامة . چنانستى كه مىگويدى : بدين جهان آخر باشيد تا كار آن كنيد كه از ديگران ماند . و بدان جهان اول باشيد تا ديگران رحمت آن يابند كه از شما ماند . و دليل اين قول پيغمبر است صلى الله عليه و سلم ، ان الجنة حرام على الخلق كلهم حتى ادخلها انا و امتى . و نيز گفتهاند نسخ كردن بدل آوردن است ، و از پس اين امت امتى ديگر نيارد ، تا ايشان را بر همه بدل آرد و بر ايشان بدل نيارند .